لب خندان

یک مدت نخواهم بود نمیدونم که این نبودنم چقدر طول بکشه اما اینو میدونم تا وقتی که آدم نشدم بر نمیگردم.میدونم که اینجا کسی دلش برام تنگ نمیشه اما خوب برای اینکه خودم را خیلی تحویل گرفته باشم نوشتم.

همین!!!!

نوشته شده در دوشنبه ۱۱ مهر ۱۳٩٠| ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ| توسط لب خندان| نظرات ()

هیچ انتظاری از کسی ندارم!

و این نشان دهنده ی قدرت من نیست!

مسئله ، خستگی از اعتماد های شکسته است

نوشته شده در چهارشنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩٠| ساعت ٤:٠٦ ‎ب.ظ| توسط لب خندان| نظرات ()

خدایا ؛ کسی را که قسمت دیگریست، سر راهمان قرار نده
تا شبهای دلتنگیش برای ما باشد و روزهای خوشش برای دیگری

نوشته شده در پنجشنبه ۱٠ شهریور ۱۳٩٠| ساعت ۸:٥٢ ‎ب.ظ| توسط لب خندان| نظرات ()

خدایا!

به بزرگی آنچه داده ای آگاهم کن تا کوچکی آنچه ندارم نا آرامم نکند ..

نوشته شده در جمعه ٤ شهریور ۱۳٩٠| ساعت ٢:۱۳ ‎ق.ظ| توسط لب خندان| نظرات ()

چه قدر تلخ شده ای ... انقدر که حتی ... وقتی صدایت را می شنوم ... احساس می کنم ... دیگر دلم برایت نمی لرزد...ناراحت

نوشته شده در جمعه ٤ شهریور ۱۳٩٠| ساعت ۱:٥٢ ‎ق.ظ| توسط لب خندان| نظرات ()

در خیالم پشت سرت آب ریختم نه برای اینکه برگردی
 تا پاک شود  هرچه رد پای توست از زندگی

نوشته شده در جمعه ٤ شهریور ۱۳٩٠| ساعت ۱:٤٤ ‎ق.ظ| توسط لب خندان| نظرات ()

دوستی با بعضی از آدم ها مثل نوشیدن چای کیسه ای ست ؛ هول هولکی و دم دستی . این دوستی ها برای رفع تکلیف خوبند ؛ اما خستگی ات را رفع نمی کنند . این چای خوردن ها دل آدم را باز نمی کند ؛ خاطره نمی شود ؛ فقط از سر اجبار می خوری شان که چای خورده باشی ؛ به بعدش هم فکر نمی کنی .

دوستی با بعضی از آدم ها مثل خوردن چای خارجی ست ؛ پر از رنگ و بو ... این دوستی ها جان می دهد برای مهمان بازی ؛ برای جوک های خنده دار تعریف کردن ؛ و برای خاطره های دم دستی . اولش حس خوبی به تو می دهند . این چای زود دم خارجی را می ریزی در فنجان بزرگ و می نشینی با شکلات فندقی می خوری و فکر می کنی خوشحال ترین آدم روی زمینی . فقط نمی دانی چرا چای باقی مانده در فنجان ، بعد از یکی دو ساعت می شود رنگ قیر ! یک مایع سیاه و  بد بو ، که چنان به دیواره ی فنجان رنگ می دهد که انگار در آن مرکب چین ریخته بودی ، نه چای !

اما دوستی با بعضی آدم ها مثل نوشیدن چای سرگل اصیل ایرانی ست ؛ باید نرم نرم دم بکشد ؛ باید انتظارش را بکشی ؛ برای عطر و رنگش منتظر بمانی ؛ باید صبر کنی ؛ آرام باشی ؛ و مقدماتش را فراهم کنی . باید آن را بریزی در یک استکان کوچک کمر باریک ، خوب نگاهش کنی ؛ عطر ملایمش را احساس کنی ؛ و آهسته جرعه جرعه بنوشی و زندگی کنی .

حالا اگر تو هم چنین دوستی برای خودت پیدا نکرده ای ؛ باید به فکرش باشی و اگر داری باید قدرش را بدانی ...

 

نوشته شده در یکشنبه ۳٠ امرداد ۱۳٩٠| ساعت ۳:۳۸ ‎ب.ظ| توسط لب خندان| نظرات ()

گاهی دلم از هر چه آدم است می گیرد...! گاهی دلم دو کلمه حرف مهربانانه می خواهد...! نه به شکل ِ دوستت دارم و یا نه به ِ شکل ِ بی تو می میرم...! ساده شاید ، مثل دلتنگ نباش... فردا روز دیگری است.

نوشته شده در پنجشنبه ٢٧ امرداد ۱۳٩٠| ساعت ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ| توسط لب خندان| نظرات ()


قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت